على رفيعى
176
تاريخ زندگانى امام صادق (ع) (فارسى)
خَرَجَ وَ عَلَىَّ نَفَقَةُ عِيالِهِ » « 1 » مادام كه انقلابيون ال محمّد ( ص ) خروج و قيام كنند ما و شيعيانمان در خير و صلاح هستيم . من دوست دارم كه يك انقلابى از آل محمد ( ص ) قيام كند و من مسؤوليّت نفقه و مخارج خانواده او را بر عهده گيرم . امام صادق ( ع ) در بخش نخست اين سخن ارزنده ، خير و صلاح خود و شيعيان و در يك كلمه خير و مصلحت مكتب تشيع را در گرو حركتهاى انقلابى و مبارزات مسلحانه علويان مىداند . علّت آن شايد اين باشد كه جامعهء اسلامى براى پيشبرد اهداف فكرى و فرهنگى خود به رهبرى امامان ، نيازمند روحيّهء انقلابى بود . سردمداران خلافت اموى و عباسىبا اعمال سياستهاى خشن و مرگبار همواره تلاش مىكردند امت اسلامى به مجموعهاى از بردگان تبديل شوند كه بدون چون و چرا سلطهء ظالمانه آنان را پذيرا باشند . حاكميت اين طرز تفكر در جامعه اسلامى مساوى با مرگ آن بود همانكه امام حسين ( ع ) فرمود : اگر امت اسلامى گرفتار زمامداراى چون يزيد شود بايد فاتحه اسلام را خواند و آن را بدرود گفت . « 2 » جنبشهاى مسلحانهء اصلاح طلبانه ، سكوت مرگبار حاكم بر جامعهء اسلامى را در هم مىشكست و روحيّهء مبارزه و عصيان عليه جوّ موجود را در تودههاى مردم تقويت مىكرد ، و به همان مقدار كه اين روحيّه در ميان مردم تقويت مىشد ، سلطهگران بساطشان را جمع كرده از موضع خود عقب نشينى مىكردند . در دوران امام صادق ( ع ) جنبشهاى مسلحانهء مكتبى همچون جنبش زيد بن على ، نقش مهمّى در پيشبرد اهداف آن حضرت داشت . چنين قيامهايى براى نهضت علمى ، فكرى و فرهنگى امام صادق ( ع ) در حقيقت حكم سپر و چترى را داشت كه امام ( ع ) در پوشش حمايتى آن در برههاى از زمان رسالت الهى خود را بهتر و سريعتر انجام داد .
--> ( 1 ) - بحار الانوار ، ج 44 ، ص 326 . ( 2 ) - ر . ك : مقتل الحسين ، خوارزمى ، ج 1 ، ص 184 .